السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

4

تفسير الميزان ( فارسي )

تعالى است ، و مىفرمايد : « * ( ما يَفْتَحِ اللَّه لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها ) * . . . - خدا در هر رحمتى را كه به سوى مردم باز كند كسى نيست كه آن را ببندد . . . » . و باز قبل از اينكه اين اشاره اجمالى را بكند ، به واسطه هايى اشاره مىكند كه رحمت و نعمت را از خداى تعالى گرفته ، به خلق مىرسانند ، و آنان ملائكه هستند ، كه واسطه هاى بين خدا و خلقند و به همين جهت مىبينيم سوره فاطر با يادآورى اين وسائط شروع مىشود . و اين سوره ( همانطور كه در آغاز گفته شد ) در مكه نازل شده ، و سياق آياتش نيز بر اين معنا دلالت دارد ، الا اينكه بعضى « 1 » از مفسرين دو آيه از آن را استثناء كرده و گفته‌اند كه : اين دو در مدينه نازل شده است . و ليكن سياق همان دو آيه نيز ظهورى در گفته آنان ندارد ، و آن دو آيه عبارتند از آيه « إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّه . . . » و آيه « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا . . . » . * ( « الْحَمْدُ لِلَّه فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * . كلمه « فاطر » از ماده « فطر » است ، كه - به طورى كه راغب گفته - به معناى شكافتن از طرف طول است « 2 » . و اگر كلمه فاطر بر خداى تعالى اطلاق شده ، به عنايت استعاره اى بوده است ، گويا خداى تعالى عدم را پاره كرده ، و از درون آن آسمانها و زمين را بيرون آورده ، بنا بر اين ، حاصل معناى آيه اين مىشود : « حمد خدا را كه پديد آورنده آسمانها و زمين است ، به ايجادى ابتدايى ، و بدون الگو » و بنا بر اين كلمه « فاطر » همان معنايى را مىدهد كه كلمه بديع و مبدع دارند ، با اين تفاوت كه در كلمه ابداع ، عنايت بر نبودن الگوى قبلى است ، و در كلمه فاطر عنايت بر طرد عدم و بر ايجاد چيزى است از اصل ، نه مانند كلمه صانع كه به معناى آن كسى است كه مواد مختلفى را با هم تركيب مىكند ، و از آن صورتى جديد ( از قبيل خانه ، ماشين ، و امثال آن ) كه وجود نداشت ، درست مىكند . و مراد از آسمانها و زمين مجموع عالمى است كه به چشم مىبينيم ، كه هم شامل آسمانها و زمين مىشود ، و هم شامل مخلوقاتى كه در آن دو است ، در نتيجه عبارت آيه از قبيل اطلاق اعضاى بزرگ و اراده كل است مجازا ، ممكن هم هست مراد خود آسمانها و زمين باشد ، به خاطر اعتنايى كه به شان آن دو داشته ، چون خلقت آن دو ، بزرگ و امرشان عجيب

--> ( 1 ) تفسير مجمع البيان ، ج 8 ، ص 399 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « فطر » .